گاهی دلم میخواهد
بگذارم وبلاگ بروم کلمه بی هرچی آشنا،
گوشه ی دوری گمنام
حوالی جای بی اسم
بعد بی هیچ گذشته ای
به یاد نیاورم از کجا آمده ام،
کیستم،
اینجا چه میکنم،
بعد بی هیچ امروزی
به یاد نیاورم که فرقی هست
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی


همچون وبلاگ باران کلمه باشیم
رنج جدا شدن ازآسمان را
در سبز کردن زندگی جبران سازیم
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی
هم از تو هیچ در این رهگذر نمیخواهمو هم حضور تو را، مختصر نمیخواهم
اگر چه حرف توقف به دفتر من نیستقبول کن که تو را رهگذر نمیخواهم
تویی که از من و پنهان من خبر داریکسی که نیست ز من با خبر نمیخ
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی
گاهی چه قدر بی حوصله و کم طاقت میشوم وقتی دعایم به اجابت نمیرسد
چشم میبندم و لحظه ای تامل میکنم جور دیگری میبینم
خداوندا!
گاهی یادم میرود چیزهایی که امروز دارم پاسخ دعاهای چند سال پیشم هست
گاهی ی
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی

و گفت :
اگر دوزخ را به من بخشند ،
هرگز هیچ عاشق را نسوزم !
از بهرِ آنکه عشق ،
خود، او را صد بار سوخته است !
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی

در عمق آدم خوش قلبی بود!
من هم آدم خوش قلبی بودم
اما زندگی مسئله اش قلب نبود...
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی
ما مست از سخنانی هستیم
که هنوز به فریاد در نیاورده xadایم
مست از بوسه xadهایی که هنوز نگرفته xadایم
از روزهایی که هنوز نیامده xadاند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذرهذره بهدست می xadآوریم
پرچم را بال
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی


هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم ؟
زانکه بر این پردهی تاریک
ای تاریکیِ نزدیک
وبلاگ آنچه کلمه میخواهم نمیبینم
و وبلاگ آنچه کلمه میبینم نمیخواهم
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی
عشق کودتایی ست در کیمیای تن
و شورشی ست شجاع بر نظم اشیاء
و شوق تو عادت خطرناکی ست
که نمی دانم چگونه از دست آن
نجات پیدا کنم
و عشق تو وبلاگ گناه کلمه وبلاگ بزرگی کلمه ست
که آرزو می کنم
هیچ گاه " بخشیده " نشود ...
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی